مرتضى راوندى

267

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

پيداست كه بعضى از ملوك و وزرا در آن عهد خود را مسؤول ملّت مىدانستند و ملّت هم به چشم مسؤوليّت به ايشان مىنگريستند و گرنه اين‌طور موعظه و نصيحت به ايشان نمىكردند . نواعظ در همان خطابه ، خطاب به نظام الملك مىگويد : امرا و وزرا مسؤول خدا و رعيّت‌اند اكنون كه فرصت به دست دارى در بسط عدل و ترفيه احوال خلايق و آبادى بلاد مسلمانان كوتاهى مكن كه فردا پشيمانى سود ندارد . ابن جوزى مىگويد در آن سال كه خواجه نظام الملك به بغداد آمد در جامع مهدىّ نماز جمعه گزارده و ابو سعد در حضور او خطبه خواند و مواعظ راند ؛ خواجه نظام الملك چون مواعظ وى بشنيد سخت بگريست و فرمود تا يك صد دينار به واعظ انعام بدهند ، ابو سعد آن را نگرفت و گفت من مهمان امير المؤمنين هستم و در ضيافت او به كسى نياز ندارم . خواجه فرمود كه آن مبلغ را بگير و به فقرا بذل كن ، ابو سعد گفت فقرا و نيازمندان بر در تو بيشترند ؛ و بالجمله چيزى از آن نپذيرفت « 1 » علاوه مىكنم كه صاحب تجارب السّلف متن آن خطابه را به عربى نقل و خود آن را به فارسى ترجمه كرده است ، خوانندگان مىتوانند از اين كتاب و منتظم ابن جوزى استفاده كنند . « 2 » امام الحرمين ابو المعالى جوينى ضياء الدين ابو المعالى عبد الملك بن ابو محمد عبد اللّه بن يوسف جوينى ( 419 - 478 ) در عصر خود بزرگترين علماى شافعيّهء اشعرىمذهب خراسان شمرده مىشد و بسيارى از علما و فضلاى قرن پنجم شاگردان وى بودند . طلّاب هر شهر و ديار از عراق و خراسان و مكّه و حجاز براى تحصيل به خدمت او مىشتافتند و همواره نزديك چهار صد تن طلّاب فاضل از محضر درسش فايده مىگرفتند . سبكى در ترجمهء حالش بدين‌بيت متمثّل مىشود و او را دانشمندى بىبديل و نظير مىداند و ما ارى احدا فى الناس يشبهه * و ما احاشى من الاقوام من احد خانوادهء امام الحرمين غالب اهل فضل و ارباب علم و ادب بودند . پدرش ركن الاسلام

--> ( 1 ) . تاريخ منتظم ابن جوزى ، ج ، 9 ، ص 173 و 474 . ( 2 ) . غزالىنامه ، پيشين ، ص 319 و 320